چه می گویند بزرگان ...
کسی شايسته آزادی است که هر روز بتواند به هوس های خود چيره شود . (گوته)
اگر از انسان اميد و خواب گرفته شود بدبخترين موجود روی زمين است . (کانت)
چنان باش که بتوانی به هر کس بگوئی مثل من رفتار کن . (کانت)
برای دوستت يکدفعه تمام محبتت را ظاهر مکن زيرا هر وقت اندک تغييری مشاهده کرد تو را دشمن می دارد . (سقراط)
در عالم دو چيز از همه زيباتر است : آسمانی پر از ستاره و وجدانی آسوده . (کانت)
آنان که زندگی را بستری از گل های سرخ می دانند هميشه از خارهای آن شکايت دارند . (ويليام وايت)
چشمان زيبای اشکبار از لبخند ظاهری زشت، زيباتر است . (کامپ پل)
عشق تنها مرضی است که بيمار از آن لذت می برد . (افلاطون)
اگر سخن چون نقره است خاموشی چون زر پر بهاست . (افلاطون)
حقيقت واقعی در سکوت نهفته است . (پيکاسو)
باران هم روی ظالم مي بارد و هم روی مظلوم، ولی بيشتر روی مظلوم می بارد زيرا ظالم چتر مظلوم را ربوده . (بن)
عوض اينکه به تاريکی لعنت بفرستيد ، يک شمع روشن کنيد . (کنفسيوس)
هيچکس جز خود ما مسؤل بدبختی ها و يا خوشبختی های ما نيست . (بودا)
حيوان به پايش بسته می شود ، انسان به قولش . (مثل انگليسی)
آيا خودت با وفا هستی که انتظار وفا داری ؟ (مثل افريقايی)
بزرگترين اشتباه تصحيح نکردن اشتباه است. (کنفسيوس)
افتادن در گل و لای مهم نيست ، ننگ در اين است که در همانجا بمانی . (مثل آلمانی)
آنکه درباره همه چيز می انديشد ، درباره هيچ چيز تصميم نميگيرد . (مثل چينی)
درباره هر چه ميگويی فکر کن ، ولی هر چه را فکر ميکنی نگو . (مثل هندی)
صبح مادر حرف هاست و شب مادر انديشه ها . (مثل ايتاليايی)
هيچ چيز بد يا خوب نيست ، فقط انديشه ما بدی و خوبی و سعادت و شقاوت را
مي آفريند . (شکسپير)
هر کس که با نادانان درآويزد، آبروی خود ريزد . (سعدی)
برای فرار از آتش وارد دود مشو . (مثل آذربايجانی)
بگذار کسی که سردش هست آتش را خاموش کند . (مثل اسکاتلندی)
مشورت با هزار کس کن راز خود را با هيچکس مگو . (دهخدا)
با کسی مشورت کن که گريه ات بيندازد نه با کسی که تو را می خنداند . (مثل تازی)
تا خودت ناخن و انگشت داری گره کارت را باز کن . (مثل فيليپينی)
هر چه آرزو هايت کمتر باشد محدوديت هايت کمتر است . (؟)
اگر يه خر بوست کنه بهتر از اينه که يه بوس خرت کنه! . (مثل چينی)
کم رنگ ترين جوهرها از قوی ترين حافظه ها هم برترند . (؟)
خطرناکترين دشمن ما صميمي ترين دوست ماست ، زيراکه تمام اسرار ما را ميداند . (؟)
وقتی مرد غم داره ، يه دنيا درد داره . (بهروز وثوقی)
مرد وقتی مرده که آزاد باشه . (بهروز وثوقی)

کسي که نمي تواند ارباب را ببيند تملق نوکر را مي کند . ( آلماني )
کسي که مزه بدبختي را نچشد نمي تاند از نيک بختي لذت ببرد . ( گرجستاني )
کسي که (( کم )) را تحقير کند ، بزودي براي (( خيلي زياد )) خواهد گريست . ( شيليايي)
مردم به سگي که دائم عوعو مي کند ، توجهي نمي کنند . ( عربي )
غرور نقابي است که انسان بر روي معايب خود مي کشد . ( ايتاليائي )
فقط کفش ميداند ، جوراب سوراخ است يا نه . ( امريکائي )
قبل از ورود ، فکر خروج را بکن . ( عربي )
زندگي را هر طور ناه کني ، آنگونه زيباست . ( گوته )
بسيار کسان هستند ه نمي دانند که نمي دانند . ( سقراط )
غير ممکن تنها براي کساني وجود دارد که ناتوانند . ( ژول ورن )
براي شاد کردن ديگران آرزو هايشان را بفهم . ( اپيکور )
از پيروزي تا سقوط ، فقط يک قدم فاصله است . ( بناپارت )
فصيح ترين زبان ، عمل است . ( مارلو )
دوستي که شما را درک کند ، شما را مي سازد . ( رومن رولان )
انسان مجموعه اي از آنچه که دارد نيست ، بلکه مجموعه است از آنچه هنوز ندارد ، اما
مي تواند داشته باشد . ( ژان پل سارتر )
دلگيري هايت را بر روي شن بنويس و محبت ها را بر روي سنگ . ( فرانسوي )
دردناک ترين زخم دنيا ، جراحتي است که به وجدان وارد . ( جان ايس لارگ )
بخشيدن دوست ، انتقام ملايم از اوست . ( ؟ )
روي خوش ، ويزاي ورود به کشور دلهاست . ( ؟ )
خوشبختي فقط يک تعريف دارد و آن باور داشتن خوشبختي است . ( ؟ )
سخن گفتن يک نوع احتياج است ولي گوش دادن هنر . ( ؟ )
هيچ مسئوليتي در جهان بزرگتر از انسان بودن نيست . ( آلبرت شوايتزر )
به جاي زندگي در گذشته و آينده ، در اکنون زندگي کن و جذابيت لحظه ها را احساس کن . ( لئوبوسکاليا )
سعي هر کس به قدر همت اوست . ( ؟ )
حقيقت ، دفتر زمان است . ( ؟ )
قايق محبت حتي بر کوه هم صعود مي کند . ( ؟ )
کسي که تهديد مي کند هميشه مي ترسد . ( ؟ )
براي کشتي شکسته هر بادي مخالف است . ( ؟ )
بادبادک هميشه در اوج نخ خود را پاره مي کند . ( ؟ )
خشم مثل باران است که بر روي هرچه که فرو مي ريزد اول خود را مي شکند . ( ؟ )
اگر عقل خالي هم مشل شکم خال قار و قور مي کرد بيشتر به فکر خود بوديم . ( ؟ )
شنا کردن در جهت جريان آب از ماهي مرده هم بر مي آيد . ( ؟ )
هر کسي که بدنيا مي آيد گريه کردن را بلد است ، پس خنديدن را به او بياموزيم . ( ؟ )
