تبليغاتX
عشق ، شمشير زندگی

عشق ، شمشير زندگی

یادمــــان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهـــــر بی سرو پائی نکنیم

ای کاش ...

اي کاش مي بودي و ميديدي که چگونه پرستوهاي شادي پر کشيدن ...

اي کاش مي بودي و ميديدي که چگونه قاصدک هاي آشنايي پرواز کردند و رفتند ...

اي کاش مي بودي و ميديدي که چگونه بهار شادي رفت و پائيز غم جايش را گرفت ...

اي کاش مي بودي و ميديدي که چگونه چشمانم ديگر تاب نگاه کردن به جاده انتظار را ندارند ...

اي کاش مي بودي و ميديدي که چگونه سينه ام تمناي ديدارت را مي کند ...

اي کاش مي بودي و ميديدي که چگونه با رفتنت گل خنده از لبانم رخت بست و رفت ...

اي کاش مي بودي و ميديدي که چگونه از فراقت درمانده و ناتوان گشته ام ...

ولي اي کاش نمي چشاندي اين مزه تلخ جدائي را ...

اي کاش از ياد نمي بردي چشم براهت را ...

اي کاش نمي خواندي ترانه جدائي را ...

اي کاش نمي افتاد طنين انعکاس جدائي بر بام خانه ام ...

اي کاش نبود جاي خالي تو در کنارم ...

اي کاش پرستو هاي اميدم کوچ نمي کردند ...

اي کاش تو بودي هنوزم در کنارم ...

ولي اگه راستشو بخواي هنوز يه چيزيو نفهميدم ...

چرا وقتي تو رو از خودم جدا ديدم ...

جاي گريه به حالت مي خنديدم ...

شايدم براي اينه که ديگه بي ارزشي ...

براي همه عروسک نوازشي ...

تو که ميگذري ساده از اون همه عشق ...

                                                                       لياقت نداري ديگه با من باشي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 2:15  توسط  رامتین ( بهرنگ )  |