تبليغاتX
عشق ، شمشير زندگی

عشق ، شمشير زندگی

یادمــــان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهـــــر بی سرو پائی نکنیم

مرا دریاب ...

عشق من ؛

تو ميداني و همه مي دانند که زندگي از تحميل لبخندي بر لبان من ، از آوردن برق اميدي در نگاه من ، از برانگيختن موج شعفي در دل من عاجز است ...

تو ميداني و همه ميدانند که شکنجه ديدن براي تو ، زنداني کشيدن بخاطر تو و رنج بردن به پاي تو ، تنها لذت زندگي من است .  از شادي تست که من در دل مي خندم ... از اميد رهائي تست که برق اميد در چشمان خسته ام ميدرخشد و از خوشبختي تست که هواي پاک سعادت را در ريه هايم احساس ميکنم .

نمي توانم خوب حرف بزنم

نيروي شگفتي که در زير اين کلمات ساده و جمله هاي ضعيف و افتاده پنهان کرده ام ...

... درياب ... ... ... ... درياب ...

من تورا دوست دارم ، همه زندگيم و همه روزها و همه شبهاي زندگيم و هر لحظه از زندگيم بر اين دوستي شهادت مي دهند ، شاهد بوده اند و شاهد هستند ، آزادي تو مذهب من است . خوشبختي تو عشق من است . آينده تو آرزوي من است ...

دکتر علي شريعتي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 2:13  توسط  رامتین ( بهرنگ )  |