تبليغاتX
عشق ، شمشير زندگی

عشق ، شمشير زندگی

یادمــــان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهـــــر بی سرو پائی نکنیم

صبور نيستم ...

سهراب ميگه « زندگي رسم خوشايندي ست » اما من ميگم « زندگي رسم خوشايندي نيست » و کاملاً اين موضوع رو قبول دارم که « زندگي بال و پري دارد به وسعت مرگ » حالم بده ... خيلي بد .... « آه خدايا چگونه تو را گويم / کز جسم خويش خسته و بيزارم » . خيلي خسته ام طبق معمول همه ناراحتي ها و دردها رو به تنهائي به دوش مي کشم ... ديگه از اين همه صبر خسته شدم ... ديگه حوصله هيچ چي رو ندارم ، مخصوصاً زنده بودن و زندگي کردن . نميدونم کي از اين جهنم راحت مي شم ... من ديگه اون بهرنگ ( رامتين ) صبور و پر طاقت نيستم ... دارم مي ميرم .......           دیگه طاقت ندارم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آذر1384ساعت 0:9  توسط  رامتین ( بهرنگ )  |